<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[نیمه گمشده من]]></title>
		<link>http://nimegomshodeh.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[می نویسم حتی اگر هیچ کس را خوش نیاید &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;حتی خودم!]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[]]></title>
					<link>http://nimegomshodeh.blogsky.com/1387/07/22/post-71/</link>
					<description><![CDATA[<p><strong><font size="3">به خودم احترام گذاشتم و اون پست رو برداشتم.&nbsp;</font></strong></p><p><strong><font size="3">ولی این به معنی اعتقاد نداشتنم نیست.&nbsp;</font></strong></p><p><strong><font size="3">به تمام حرفایی که زدم معتقدم.&nbsp;</font></strong></p><p><strong><font size="3">حداقل در مورد من که اینجوری بوده.لابد بقیه همه گل و انسان و مهرببون هستن و من بد و جذامی هستم.&nbsp;</font></strong></p><p><strong><font size="3">دوست نداشتم به جایی که حریم من بود بی احترامی بشه حتی توسط خودم&nbsp;</font></strong></p><p><strong><font size="3">واسه همین پاکش کردم.اما متاسفانه چیزی عوض نمی شه کاش به همون راحتی هم میشد این همه نیرنگ و بی عاطفه گی و پستی و دروغ رو هم از صفحه روزگار پاک کرد&nbsp;</font></strong></p><p><strong><font size="3">کاش این قدرت رو داشتم.&nbsp;</font></strong></p><p><strong><font size="3">من فقط در مورد خودم می تونم این صفات رو پاک کنم که کردم و&nbsp;متاسفانه واسه هممینه که نمی تونم همرنگ این جماعت بشم.&nbsp;</font></strong></p><p><strong><font size="3">همین</font></strong></p>]]></description>
					<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 00:07:36 GMT</pubDate>
					<comments>http://nimegomshodeh.blogsky.com/Comments.bs?PostID=71</comments>
          <guid>http://nimegomshodeh.blogsky.com/1387/07/22/post-71/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[]]></title>
					<link>http://nimegomshodeh.blogsky.com/1387/07/14/post-69/</link>
					<description><![CDATA[<p>خیلی احساس تنهایی میکنم.دارم از اینجا میرم.میرم جای دیگه ای که توش راحت باشم.خودم باشم.خود واقعیم بودن سانسور.بدون اینکه مجبور باشم ملاحظه کسی روبکنم ملاحظه کسی که با هاش زندگی میکنم.انگار صادق بودن و رو راست بودن توی این زمونه دیگه کار کردی نداره.بد نیست منم سکرت بازی و فریبکاری رو یاد بگیرم.شاید گاهی وقتا اینجا هم میام.می خ.ام بگم که کامل تعطیلش نمی کنم اما او جای دیگه حرفای دلمو میزنم و گلپر بدون سانسور رو توی فضاش رها میکنم بدون اینکه ذره ای عذاب وجدان داشته باشم و یا باز جویی بشم.&nbsp;</p><p>میرم جایی که توش کم کم قاعده بازی کثیف این روزگار رو یاد بگیرم.یه گلپر جدید متولد میشه با یه زندگی پنهانی که نمی ذارم هیچ کس ازش با خبر بشه.پیش به سوی آزادی.دیگه احساس تعلق به هیچ کس و هیچ جا نمیکنم.قلبم آزاده تا به هرکس که لایقش باشه بدم.دوستانی که تا حالا با من همراه بودید ازتون ممنونم و اگه بشناسمتون واسم کامنت بذارید تا آدرس جدید رو بهتون بدم.شزمنده هستم اگه کسی بی ادرس و&nbsp; ای میل واسم کامنت بذاره چون شک دارم که کسی باشه که می خوام خودمو ازش پنهان کنم پس لطفا حتما آدرس وبلاگ و یاهوتون رو بنویسید.&nbsp;</p><p>بازم میگم در اینجا تخته نمیشه چون همیشه دوستش دارم و گهگاهی هم میام اینجا اما اون جای دیگه میخوام خودمو راحت و شفاف خالی کنم.&nbsp;جایی که فقط حریم من باشه و من.&nbsp;</p><p>دیگه کاملا باور کردم که تنهام .بلاخره باور کردم.</p><p>&nbsp;</p><p>همیشه شاد باشید.</p>]]></description>
					<pubDate>Sun, 5 Oct 2008 00:22:37 GMT</pubDate>
					<comments>http://nimegomshodeh.blogsky.com/Comments.bs?PostID=69</comments>
          <guid>http://nimegomshodeh.blogsky.com/1387/07/14/post-69/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[]]></title>
					<link>http://nimegomshodeh.blogsky.com/1387/07/13/post-68/</link>
					<description><![CDATA[<p>دلم شکسته&nbsp;</p><p>خیلی&nbsp;</p><p>گاهی وقتا جنبه هایی از آدمایی که فکر میکنی خیلی بهشون نزدیکی و می شناسیشون میبینی&nbsp; که شوک بدیه.&nbsp;</p><p>انگار هیچ چیز توی دنیا قابل اعتماد و اتکا نیست.&nbsp;</p><p>زوایای ناشناخته بعضی آدما که خیلی واسم مهم بودن بدجور خاموشم کرده.&nbsp;</p><p>دیشب از یه جایی توی شریعتی به نام ساندویچ ویژه توچال ساندویچ گرفتیم که مسمومون کرده&nbsp;</p><p>از اونجا چیزی نگیرید.&nbsp;</p><p>نپرسیدچی شده.&nbsp;</p><p>خیلی سخته که بگم.فقط همین قدر بدونید که درباره یه قول و یه فریبکاری حرف&nbsp; میزنم.&nbsp;</p><p>یه زن خیلی باید احمق باشه که مثل من در نهایت صادقی بر خورد کنه و عدم صداقت دریافت کنه&nbsp;</p><p>باید منم دروغ و فریبککاری یاد بگیرم.&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p>حالم خوب نیست&nbsp;</p><p></p>]]></description>
					<pubDate>Sat, 4 Oct 2008 12:49:35 GMT</pubDate>
					<comments>http://nimegomshodeh.blogsky.com/Comments.bs?PostID=68</comments>
          <guid>http://nimegomshodeh.blogsky.com/1387/07/13/post-68/</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
