اندر احوالات آخر هفته

سلام

احساس میکنم خونمون از شدت شلوغی در حال ترکیدنه

خونه کوچیک خیلی زود شلوغ میشه الان کارگر دارم اما بازم احساس میکنم باید کلی از وسایل های خونه رو رد کنم.

با اینکه هنوز یکسال از خرید کل وسیله هامون نگذشته اما دوست دارم یه تعدادی رو که خیلی جا میگیرن رو عوض کنم

مثلا مبل هامون که خیلی جا گرفتن

اما نمیخوام بفروشم به مغازه دار چون مبل نویی که هنوز یکسال عمر نکرده و تازه همیشه هم کاور روش بوده رو مفت بر میدارن

از طرفی هم کسی رو نمیشناسم که مبل بخواد

دلم میخواد یه مبل جمع و جورتر بگیرم تا یه ذره فضای خونه باز بشه

تازه کلی خرت و پرت الکی هم داریم که نه میشه ردشون کرد نه هم جا دارم که بتونم بذارم

به موازات خلوت شدن ذهنم انگار میل به خلوت کردن فضا های بیرونی  هم داره در من شکل میگیره

فردا قراره نیوشای عزیزم بیاد اینجا که بعدشم با هم بریم جمعه بازار

کلی ذوق دارم واسه جمعه بازار

از بس که چیزای خوشکل و ناز توش پیدا میشه

فقط خدا کنه شوهرامون و آرمین کو چولو حوصله شون سر نره!!

دیروز رفتم آزمایش خون دادم بعدشم رفتم واسه گذرنامه عکس گرفتم با روسری! اونم صورتی!

فقط خدا کنه ایراد نگیرن شوهر جان که خیلی از عکس خوشش اومده بود و میگه خیلی خوشکل شدی اما به نظر خودم چندان جالب نشده

از شنبه باید برم دنبال کارای گذرنامه

خدا رو چه دیدی شاید شد و تونستم تا شهریور یه سفر ترکیه ای هندی جایی برم

خدایا پول بفرست و سلامتی!

راستی از دوستای گلم کسی دنداپزشک حاذق و خوبی که قیمت های نجومی نداشته باشه و ترجیحا توی شرق تهران باشه سراغ دارید؟

اکه جراح لثه هم باشه که بهتره.ـآخه ای شوهر طفلک ما یکی از دندوناش خیلی اذیتش میکنه و در به در دنبال یه دندانپزشک مناسب میگرده که قیمتاش هم مناسب باشه

منتظر یاری سبزتان هستیم!