یکشنبه 5 خرداد ماه سال 1387 ساعت 5:22 PM
من امروز حسابی کوزت بودم.
از وقتی پا شدم کلی کار انجام دادم کمرم داره میشکنه.همه خونه رو برق انداختم و این گاز لعنتی رو که تمیز کردنش عذاب الیمه رو تموم کردم.بقیه کارا که دیگه کار هر روزمه.پختن غذا و سالاد و جارو و گردگیری و بقیه موارد.
دیشب بلاخره رفتم دکتر .نزدیک ۳ ساعت توی مطب نشستیم و ۱۲ تومن هم ویزیت دادیم تا آقای دکتر فقط ۵ دقیقه رخصت بدن که ما روی مبارکشون رو زیارت کنیم
آخر سر هم بعد از شنیدن حرفای من نه گذاشت و نه برداشت دو تا ام آر آی نوشت که بریم از گردنمون و کله مبارکمون بگیریم.اینجور که بوش میاد هنوز خطر ام اس منتفی نشده
.
امروز ماساژ دارم.شب هم ساعت ۱۱ باید برم ام آر آی بدم که گفتن ۲۴ ساعته آماده میشه.
خلاصه دعا کنید چیزیم نباشه.مخصوصا دیسک گردن که اصلا حوصله شو ندارم همون یه دونه ای که تو کمرم دارم کافیه.
من کلی دختر خوبی شدم.دیگه هیچ وبلاگی که ناراحتم کنه نمی خونم همش دارم وبلاگایی میخونم که حالمو بهتر کنه.اگه کسی از این وبلاگا سراغ داره حتما معرفی کنه.
به شدت دلم میخواد یه قرار وبلاگی بذاریم.هرکی پایه هست ندا بده.




