Daisypath Next Aniversary Ticker نیمه گمشده من - جمعه

نیمه گمشده من

می نویسم حتی اگر هیچ کس را خوش نیاید          حتی خودم!


شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

جمعه

شنبه 4 خرداد ماه سال 1387 ساعت 12:21 PM

دیروز با همون خانومی که ماساژم میده رفتیم جمعه بازار.وای که چقد خوشگل بود.من بار دوم بود میرفتم اونجا اما این بار هم شلوغتر بود هم بهتر.کلی حال کردم و دلم می خواست یه هفته همون جا بشینم تا جمعه آینده!!!!

این ماساژ ها هم علی رغم کابوس دردناکی که در لحظه واسم ایجاد میکنه اما حالمو بهتر کرده

و فعلا که راضیم.امیدوارم بهتر هم بشه.خودم احساس میکنم کم کم یه روند خوبی واسم شروع شده که نمی تونم الان روش اسم بذارم اما امیدوارم بشه بهش گفت بهبودی.

با اینکه جمعه بازار خیلی چیزای خوشگل داشت و با اینکه من چند تا خرید هم کردم اما بازم دلم می خواست بخرم ولی به علت وضعیت قرمز مالی مجبور شدم کوتاه بیام.

تازه یکی دو هفته دیگه هم مهمون داریم.خواهرم و بابام اینا.برنامه سفر هم داریم توی تعطیلیا

اما نمی دونم میشه یا نه.میخوام برم آستارا.کسی اگه اطلاعاتی داره خوشحال میشم بشنوم.

بابا من که نگفتم میخوام برم!

اینجا رو دوست دارم  چون دوستای خوبی پیدا کردم که نمی خوام از دستشون بدم فقط واسه اینکه راحت تر باشم یه بلاگ دیگه هم میزنم .حالا یکی نیست بگه آحمق جون خب میخوای بزنی بزن دیگه چرا شیپور گرفتی دستت همه رو خبر میکنی!!!!!!!!!!!

نمی دونم  والا با این نخودی که زیر زبونم بند نمیشه باید چکار کنم!